ابو القاسم پاينده

36

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

اى بسا ماهها ميگذشت كه در خانهء وى چراغ روشن نميشد وبراي طبخ ، آتش نمىافروختند ، غذايش همه خرما ونان جو بود « 1 » هيچ وقت دو روز پياپى غذاى سير نخورد « 2 » ويك روز دو بار سير از سفره برنخاست « 3 » مكرّر ميشد كه أو وكسانش شبهاى پياپى گرسنه ميخفتند « 4 » روزى فاطمه ( ع ) پارهء نانى جوين براي وى آورد كه نانى پختم ودلم رضا نداد براي تو نيارم ، آن را بخورد وگفت : « اين تنها غذائيست كه پدرت از سه روز پيش ميخورد » . روزى كه در نخلستان يكى از أنصار خرما ميخورد فرمود : « روز چهارم است كه چيزى نخورده‌ام » . گاهى از شدّت گرسنگى سنگ بشكم مىبست كه سنگ به شكم بستن گرسنگى را تسكين ميدهد . هنگام مرگ زرهء وى در قبال سى پيمانه جو پيش يك يهودي به گرو بود « 5 » . زندگى محمّد ( ص ) در أوج قدرت كه عربستان را زير فرمان داشت واز همه جا زكات وغنائم جنگ بيحساب بدو ميرسيد ، بدين گونه بود . آيا همين زندگى محقّر كه زهّاد جهان از تحمّل نظير آن باك دارند دليل صدق گفتار وى نيست ؟ كه دروغگويان چون بنوائى رسيدند اگر بساط عيش نگسترند لا أقل معاش خود را بسطى مىدهند ، اما محمّد ( ص ) هر چه به دست مىآورد ، وكم نبود ، بىحساب ودريغ به اين وآن بذل ميكرد ودينارى ذخيرهء معاش نميكرد . دريغ است اگر خرده‌بينان كم انصاف ، آن همه آيات زهد وقناعت را در زندگى مردى كه با امكان وقدرت از نعيم جهان گذشته بود نبينند وشمار زنان وى را كه به قوّت پندار از آن حرمسرائى ميكنند ، دستاويز تعرض كنند كه به پندار درست ، آن همه زن كه در خانه داشت براي

--> ( 1 ) مسلم ( 2 ) مسلم ( 3 ) الترغيب والترهيب ( 4 ) ترمدى ( 5 ) بخارى